شب یلدا
سلام عزیزم

سی ام آذره و یک شب زیبا
یه شب بلند به اسم شب یلدا
شب شب نشینی و شادی و خنده
شبی که واسه ی همه خیلی بلنده
همه ی اهل خونه خوشحال و خندون
آجیل و شیرینی و میوه فراوون
شب قصه گفتن و یاد قدیما
قصه ی لحاف کهنه ی ننه سرما
شب یلدا که سحر شد،فصل پاییز میره
جای پاییز رو زمستون می گیره
ننه سرما باز دوباره برمی گرده
کوله بارش رو پر از سوغاتی کرده
از شب یلدا بگم که امسال بعد از چند سالی که نتونسته بودیم دور هم باشیم سه تایی با هم بودیم وخیلی خوش گذشت
با بابا قرار گذاشتیم که شام نخوریم تا بتونیم از خوردنیهای این شب بهره کافی ببریم بابا هم زودتر از مطب اومد واز 8 شب شروع کردیم به خوردن هله هوله های شب یلدا
ایشالا عکساشو بعدا برات میذارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



شب یلدا
