موش موشک مدرسه موشها
شب بخیر عزیزم پسر گلم امروز که از خواب بیدار شدم تصمیم گرفتم یه کاری برات کنم که خوشحالت کنه تو هم زودتر از من از خواب بیدار شده بود وتوی حال داشتین با بابا سر شستن دست وصورتت کلنجار می رفتین آخه قرار بود دوباره از امروز با بابا بری مهد کودک من اومدم به وساطت وبالاخره تو دست وصورتتو شستی منم وسایلتو آماده کردم خودت لبسهاتو پوشیدی ومنم بهت قول دادم که تا ظهر برات یه عروسک موش درست کنم یکی از موشهای مدرسه موشها تو هم مثل من مدرسه موشهارو خیلی دوست داری می خواستم برا کپل را درست کنم ولی هرچی گشتم نتونستم پارچه مناسب پیدا کنم بالاخره یه چیزی برات درست کردم که تو رو خیلی خیلی خوشحال کرد&nb...
نویسنده :
مامان الهام
2:02
شعری برای تو
ای تو از گل برده میراث شکفتن را دوست دارم لحظه های از تو گفتن را از تو خواهم گفت با خشکی از تو خواهم گفت با دریا از تو با دیروز می گفتم از تو خواهم گفت با فردا ...
نویسنده :
مامان الهام
2:01
خوب ترینم
دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز که همین شوق مرا، خوبترینم کافی ست ...
نویسنده :
مامان الهام
2:01
تولد علی آقای گلم
سلام عزیز دلم امروز سه روز از تولدت می گذره که دارم این مطلبو برات می نویسم چون مهمون داشتیم وسرم شلوغ بود فرصت نکردم به وبلاگت سر بزنم گلم پنجشنبه شب برات تولد گرفتیم ودایی جون وزندایی ومحمد با مامان جون وبابابزرگ اومده بودن اینجا و جشن تولد خیلی خوبی بود تو خیلی خوشحال بودی عصر با بابابزگ فرستادیمت پارک و با دایی جون خونه رو تزیین کردیم وقتی اومدی خونه انقدر ذوق زده شدی که شروع کردی به رقصیدنو خوشحالی کردن الهی که قربونت بشم ایشالا همیشه شاد وخندان ببینمت مادر ...
نویسنده :
مامان الهام
0:14
دوست دارم
دوست دارم پسر گلم امروز خیلی کمکم کردی می خواستم عکسهای سبزی خورد کردنت بذارم ولی نمیدونم دوربین چی شد که نتونستم آنها رو گپی کنم امیدوارم که درست بشه که بذارمشون خیلی خوبی عزیزم ...
نویسنده :
مامان الهام
2:18
سفر عرفانی بزرگ
حاج علی آقا سلام امسال عید ما به امید خدا به سفر مکه مشرف شدیم و تو هم تو این سفر همراهمون بودی خیلی بهمون خوش گذشت از خاطرات بسیار شیرین من تو این سفر لحظه ای بود که تو موقع دیدن خونه خدا اشک تو چشات جمع شد وشروع کردی برای محمدحسین وآرشام و بقیه فامیل دعا کردن خیلی این لحظه برای من به یاد ماندنی وشیرین بود یکی دیگه از خاطرات خوبم لبیک گفتن تو توی اتوبوس بود زمانی که از مسجد شجره محرم شده بودیم وداشتیم می رفتیم به سمت مکه آخرین روز سفر هم به خاطر صلواتهایی که میدادی بهت یه بسته مداد رنگی جایزه دادن دوستهای خوبی هم در طول سفر پیدا گردی از خدا می خوام که بازم قسمتمون کنه بریم خونه خدا البته این ...
نویسنده :
مامان الهام
0:26
روز جهانی کودک مبارک
پسر عزیزم سلام روزت مبارک گلم امروز روز جهانی کودک بود وصبح با هم رفتیم مهد کودک تو پسر خیلی نازی بودی امروز یه دسته گل خوشکل برات میفرستم جون امروز نتونستم برات چیزی بخرم ولی بابا 60 هزار تومن پول بهت داد که انداختی تو قلکت خیلی دوست دارم عزیزم تقدیم به گل پسر عزیزم ...
نویسنده :
مامان الهام
0:25
عید فطر
علی جون چند روز پیش تعطیلات عید فطر بود که ما با هم رفتیم مسافرت یادت که هست رفتیم مشهد امسال از قدم مبارک تو سه روز تعطیلی عید فطر داشتیم وبا هوا (به قول خودت ) رفتیم مشهد به تو که خیلی خوش گذشت نمی دونم هوای مشهد چی داشت که تو رو خیلی خیلی پر انرژی کرده بود بابایی که خیلی خوشحال بود از اینکه به پسر گلمون اینقدر خوش گذشته وقول داد که سال دیگه که درسش تموم شد یه سفر 10 روزه بیارتمون مشهد ایشالا راستی یادم رفت بت بگم شیرم ازت گرفتم چون تقاضای زیادی براش نداشتی ومنم که دیدم مشتری خوبی نیستی ترکت دادم! پسر گلم خیلی خاطرات زیاد وشیرینی باهات دارم از این سفر وهمه سفرهایی که تا حالا با هم رفتیم بذار لیستشو برات بگم یک ماهگی : شمال عروسی ...
نویسنده :
مامان الهام
1:10
گردش روز جمعه :دوآب الشتر:
علی آقا ببخشید که مطالب را برات به ترتیب ننوشتم جمعه این هفته رفته بودیم دوآب الشتر خیلی جای با صفایی بود وخیلی بهمون خوش گذشت تو انقدر آب بازی کردی که شب از پادرد از خواب بیدار شدی راستی من یادم رفته بود سیخ بیارم تو با بابا از آب رد شدید و رفتید از اون طرف رودخونه و از اون چندتا عموها سیخ گرفتید معماری هم کردی ویه ساختمان ساختی برامون عبور از آّ برای تهیه سیخ کباب فراهم آورن ملات برای ساختمان سازی تعمیر ساختمان ...
نویسنده :
مامان الهام
1:08









